الفيض الكاشاني

556

ترجمة الحقائق ( فارسى )

و بداند كه گناهانى « 1 » كه عبارت است از اعراض از خدا و متابعت نمودن خواهشهاى شياطين - آن چنان شياطينى كه دشمنان خداى عزّ وجلّ « 2 » و از درگاه آن دورند - سبب ممنوع شدن بنده و دور گرديدن اوست از درگاه خداى تعالى . و هر علمى كه مقصود از آن عمل « 3 » است نفع « 4 » نمىبخشد مگر آنكه باعث بر عملى « 5 » شود ، پس علم به ضرر گناهان از براى آن است كه باعث بر ترك آنها شود و هركه ترك آنها نكند اين جزء از ايمان را نخواهد داشت . و اين است مقصود از قول حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله كه فرمودند كه : هيچ زنا كننده‌اى نيست كه در حالت زنا مؤمن باشد « 6 » . و مراد حضرت آن نيست كه نفى نمايد ايمان به خدا و يگانگى آن و صفات و كتابها و پيغمبران را زيرا كه اينها منافات با زنا و معاصى ندارند ، بلكه مراد نفى ايمان است به اينكه زنا بنده را از خدا دور مىگرداند و موجب غضب مىشود . و درِ ايمان يكى نيست ، بلكه چنان است كه در خبر وارد شده كه : ايمان هفتاد و كسرى باب دارد ؛ اعلاى آنها شهادت دادن است به « لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » * و ادناى آن زايل نمودن آزار است از راه مسلمانى . و مثال اين آن است كه كسى گويد : آدمى يك موجود نيست بلكه هفتاد و كسرى است ؛ اعلاى آن قلب و روح است و ادناى آن زايل ساختن آزار است از پوست بدن به اينكه شارب و ناخن را گرفته باشد و بدن را از كثافتها پاكيزه كرده باشد تا ممتاز گردد از چهارپايانى كه مىچرند و به سرگينها آلوده مىباشند و صورتهاى زشت مىدارند به سبب طول چنگ و ناخنها .

--> ( 1 ) . گناهانى / a s گناهان . ( 2 ) . a s + اند . ( 3 ) . عمل / s a علم . ( 4 ) . نفع / a منع . ( 5 ) . عملى / a s علمى ! ( 6 ) . الكافي 2 : 284 ح 21 . كتاب من لا يحضره الفقيه 4 : 32 ح 4987 .